صفحه اصلی | آثار چاپ شده | نمایشگاه ها | درباره نویسنده و شاعر | ارتباط با ما
درد و دل‌های زمین

چشم‌هایم سنگین‌تر پلک می‌زنند
نفس چشمه‌هایم به شمارش افتاده
اندام نازک درختانم از خشم می‌لرزد
دیگر اسب‌ها شیهه نمی‌کشند
پرنده‌ها نمی‌خوانند
تابوت‌ها جای خالی درختانم را پرکرده
ای کسانیکه خاموشی و مرگ زمین را برگزیده‌اید
چنگ بر زخم‌هایم نکشید
شیون کردن بر آشیانه‌های خالی از پرنده چه سود
ابر و باد و باران از آن شماست
سبز حیاتم را قدر بدانید
تا شما را به میهمانی پاک‌ترین باران‌ها بخوانم